تبلیغات
مردی از اهالی سکوت - شکر نعمت
 
مردی از اهالی سکوت
برای گفتن حقیقت چقدر شجاعت لازم داریم که مجبوریم دروغ بگوییم؟
                                                        
درباره وبلاگ

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها.
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
ـ آی!
با شما هستم،
این درها را باز کنید.
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی،
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم،
که صدایم به شما هم برسد.
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در،
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره ی درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اینجا اهالی سکوت
من فریاد
متاهل
پدر دو تا دختر فرشته
ویک توراهی
شروع92/3/20
پایان93/3/20
مدیر وبلاگ : فریاد:
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 1392/04/24 :: نویسنده : فریاد:

سلام

تصمیم داشتم عکس هایی که شما برام میفرستید از جاهی دیدنی و مناظر زیبایی که عکس گرفتین رو بجای تصاویر اسلاید های بالا بگذارم که دیدم نه خبری  نیست منم دست بکار شدم چند تا عکس خودم انتخاب کردم و گذاشتم . نمیدونم  برای شما قابل رویت هست یا نه؟ ممنون میشم  خبر بدین.

امروز تولد پگاه خانم از وبلاگ یک فنجان چای هست منم تولد ایشون رو همینجا بهشون تبریک میکم.

میخوام از برنامه ماه عسل دیشب بگم:

ماجرای گروگانگیری پسر دوازده ساله ودر خواست پنج میلیارد تومان از پدرش .  انگشت پسره رو هم بریده بودن و  فیلم گرفته بودن

یه لحظه خودم وگذاشتم جای پسره  دیدم چه زجری کشیده دستشو بریدن و بهش گفتن اگه بابات پول جور نکنه سر تو واسش میفرستیم.

بعد بجای مادره رفتم  تو فکر دیدم خیلی سخته یه عمر به قد وبالای پسرش نگاه کرده حالا میبینه اسیر یه مشت ارازل از خدا بیی خبر شده و هر آن ممکنه خبر کشته شدنشو بیارن براش.

بعد جای پدره قرار گرفتم: تمام غم وغصه اش یه طرف  اینی که نتونی پول جور کنی برای نجات پسرت  هم یه طرف که اگه برو بچه های نیروی انتظامی به موقع وارد عمل نمی شدند معلوم نبود  چه بلایی سرشون میومد.

بعد دیدم  هم باید یه خسته نباشید ویژه به برو بچه های نیروی انتظامی بدیم که حق این ارازل رو  گذاشتن کف دستشون.  و هم یه  تشکر ویژه  از خدا داشته باشیم که این همه به ما نعمت داده ولی ما قدرشو نمیدونیم نعمت هایی که فقط اگه اتفاقی براشون بیفته ما تازه یادشون می افتیم.

 

ذهن نوشت: روزای عادی اگه ناهار نخورم  تا شب دووم نمیارم اما ماه رمضون فقط تشنه میشم یعنی خیلی احساس گرسنگی ندارم موقع افطار هم بیشتر رفع عطش میکنم تا صرف غذا.

حالا فکر میکنم یا بخاطر گرماست یا اینکه هنوز اوایل ماهه و ممکنه شرایط تغییر کنه.

شب ها خدا وامیکند درب سما را                 پیوسته میخواند به خود اهل دعا را

گر پهن کردی ساعتی سجاده ات را             یاد آر من را یا ببر هم نام ما را

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1396/02/28 05:39 ب.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to protect
against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any suggestions?
سه شنبه 1396/02/19 02:56 ب.ظ
These are really wonderful ideas in concerning blogging.
You have touched some good points here. Any way keep up wrinting.
پنجشنبه 1396/01/10 09:50 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.

Look advanced to more added agreeable from you! By the way, how can we communicate?
-
سلام...
کجای کاری رفیق؟
به هفتمین روزِ ماه عزیز خدا رسیدیم، هر جا که هستی، بیا.
برای زمزمه ی شیرین ِسلام هیچ وقت دیر نیست؛ هیچ منزلی دور نیست.
راه و رسمِ سلام را از اهل سلام می شود آموخت.
ما آدم بدها هم بالاخره یک روزی خوب می شویم......
فریاد: سلام
ممنون از حضورتون
برای ما هم دعا کنید.
سه شنبه 1392/04/25 01:12 ق.ظ
سلام
اول از همه باید تشکر کنم از اینکه به وبلاگم اومدین و به جشنم رونق بخشیدین، و ازتون ممنونم بخاطر تبریک در وبلاگ خودتون، برام غیر منتظره و عالیه
عکسهای زیبایی که گذاشتین قابل مشاهده هستن.
درباره گروگانگیری، من برنامه رو ندیدم اما اینجوری که شما تعریف میکنین واقعا خیلی خیلی به این خانواده فشار روحی اومده و اول از همه باید خدا رو شکر کرد که تا او نخواد و مصلحتش نباشه هیچ اتفاقی رخ نمیده، و بعد هم از نیروی انتظامی تشکر کرد.
خداکنه دیگه از این جور مسائل برای هیچ خانواده ای پیش نیاد.
خدا خودش کمک کرده تا گرسنگیتون کمتر بشه و ایشاا... بقیه روزهاهم حامی شماست.
فریاد: سلام
بله مطمئنا خواست خدا بوده که لبخند دوباره به لبان اون خانواده برگرده وسارقین هم دستگیر بشن
ممنون
دوشنبه 1392/04/24 08:49 ب.ظ
متاسفانه من این برنامه رو ندیدم . طفلک پسر بچه ! چقدر ما امنیت و آرامش داریم توی این کشور ! پول نداشته باشی بدبختی پولدار هم که باشی بازم بدبختی
فریاد: بله متاسفانه
دوشنبه 1392/04/24 08:15 ب.ظ
همیشه نیروانتظامی اگربه وظیفه ذاتی اش مثل این عمل کند محبوب ملت است اما افسوس گاه جنایتی مثل کهریزک میکندکه این خدمات را حبط ونابودمیکندالبته اثرش برای ملت خوب است برای خودش به چشم ملت نمی اید
فریاد: لحظه ای که بچه ها درب رو شکستند و رفتند بالای سر پسره. و نجاتش دادند وبه تمام استرس ها نگرانی ها و ترسهاش پایان دادند و مژده دیدار پدر ومادر چقدر شیرین بود .
همینطور ظلم چقدر سخت در حق هرکس میخواهد باشد
و عاقبت دامن ظالم را میگیرد
دوشنبه 1392/04/24 08:11 ب.ظ
سلام
سپاسگزارم
فریاد: سلام
ممنون
دوشنبه 1392/04/24 07:35 ب.ظ
http://sfandiar91.blogfa.com/

لطفا به این وبلاگ بروید . توی این وبلاگ وبلاگی هم معرفی شده که فقط عکس های منطقه تالش از استان گیلان است امیدوارم بپسندید.
فریاد: رفتم تصاویر زیبایی داشت لذتبخش
ممنون از لطفتون
دوشنبه 1392/04/24 07:31 ب.ظ
سلام
من برنامه را ندیدم توی بلاگها راجبش خواندم ...

من مثل شما اصلا نمی توانم فکرش را بکنم همین هم نیرو می خواهد ...

خدا جامعه ما را اصلاح کند...
فریاد: مصیبت هایی بدتر از این هست که رسانه ای نمیشود وکسی هم خبر نمیشود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر