تبلیغات
مردی از اهالی سکوت - مبارزه
 
مردی از اهالی سکوت
برای گفتن حقیقت چقدر شجاعت لازم داریم که مجبوریم دروغ بگوییم؟
                                                        
درباره وبلاگ

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها.
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
ـ آی!
با شما هستم،
این درها را باز کنید.
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی،
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم،
که صدایم به شما هم برسد.
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در،
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره ی درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اینجا اهالی سکوت
من فریاد
متاهل
پدر دو تا دختر فرشته
ویک توراهی
شروع92/3/20
پایان93/3/20
مدیر وبلاگ : فریاد:
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 1392/05/10 :: نویسنده : فریاد:

شب های قدر تموم شد یه حس عجیبی دارم حالم خوب نیست فکر میکنم اونجور که باید درکشون نکردم. و راحت از دستشون دادم.

شب اول که آماده شدم برم مسجد (از شما چه پنهون تو مسجد چند تا از فرازهای جوشن رو هم میخونم )یه سوء تفاهم با خانمی سر احیا گرفتن پیش اومد. صحبت های منو در مورد احیا گرفتن بد برداشت کرده بود و از من ناراحت شد و اعتراض کرد و اشکش جاری شد. دیدم حق با اونه بعد من دیدم کار من تو خونه گیر داره در نتیجه از مسجد رفتن منصرف شدم. موندم با هم حرف زدیم و بی گناهی مو ثابت کردم. جوشن رو هم از تی وی مرور کردم و قرآن و نماز یک ونیم هم خوابیدم.

شب دوم هم به همون خاطر نرفتم مسجد و تا اذون صبح هم بیدار موندم.

شب سوم هم هرچی خانمی اصرار کرد نرفتم مسجد چون خودم حالشو نداشتم یعنی دیدم تو خونه بهتر میتونم تو خودم باشم

البته تو خواب و بیداری جوشن و با تی وی همراهی کردم یعنی یه چرت میزدم بعد باز بیدار میشدم.

حالا هم که این شبها تموم شده بد جوری تو آمپاسم.

دیشب هم افطار دعوت بودیم با دعای کمیل یه هیئت فامیلی که هر هفته خونه یکی از فامیل برگزار میشه که ماه رمضون با افطار همراهه. خودم هم فراز هایی از دعا رو میخونم.

خلاصه از برکات این ماه تصمیم گرفتم با خودم مبارزه کنم.

یک طرف من یک طرف خودم (فکر کنم مشاعرم و از دست دادم) خدا کنه آخرش گم نشم.

1.      بعضی وقتا میا م میگم ای بابا چرا نماز باید بخونی این همه نماز خوندن چی شده کی گفته اصلا باید نماز بخونی؟ خدا همینجوری هم قبولت داره فقط گناه نکن مال حرام نخور به کسی هم ظلم نکن پرونده ات سفیده.(بعد نا امیدی به مرحله دوم متوسل میشم)

 

2.      یا میام تو گوشم میخونم حالا حالاها برا نمازخون شدن وقت داری فعلا خوش باش بعد ها که پیرتر شدی شروع میکنی میشی یه بنده تمام وقت برای خدا فعلا جوونی کن یا مثلا هروقت مشرف شدی خونه خدا همون جا پیمان ببند و شروع کن نماز خوندن و این حرفا( وقتی که این روش هم جواب نمیده میرم به مرحله سوم)

 

3.      بعضی وقتا هم میام میگم نماز بخون ولی الان فیلم نگاه کن بعدتر بخون یا الان که خوابت میاد یه چرت دیگه بزن بعد بیدار میشی بخون یا میگم چه عجله ای هنوز که  وقته یکم بعدتر بخونی هیچی نمیشه

خلاصه بدجور کل کل افتاده تو وجودم. با خودم عهد کردم با خودم  مخالفت کنم ببینم چی میشه یا کی پیروز میشه؟ من یا خودم.

من هرچی میکشم از دست خودمه

یا خودم هرچی میکشه از دست منه؟

به کس دیگه ای هم کار نداره شیطان و رفیق بد و این حرفا هم بهانه است

من از اونایی هستم که شیطان به خودش زحمت هم نمیده که وقت بزاره براش

آخه شیطان سرش با مومنان خیلی درجه بالا  شلوغه که از راه به درشون کنه

خدایا ! به من آنقئر قدرت بده تا بتوانم در مبارزه با خودم پیروز شوم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1396/05/14 10:17 ق.ظ
Hi there, its good piece of writing regarding media print, we
all know media is a wonderful source of data.
یکشنبه 1396/01/13 04:00 ق.ظ
Wow, that's what I was searching for, what a material!
existing here at this blog, thanks admin of this site.
جمعه 1392/05/11 09:25 ب.ظ
خدا خیلی مهربونه، دعاهای امسالتون رو قبول میکنه

امسال برای دیگران و برای خودم دعا کردم، واقعا محتاجم که خدا برآورده شون کنه.
فریاد: انشاء الله
جمعه 1392/05/11 01:18 ب.ظ
منم مثل توام زیاد درک نکردم شبای قدر رو.
در نیومده انگار
فریاد: خدا کنه شب قدر ما رو درک کرده باشه
جمعه 1392/05/11 01:00 ب.ظ
سلام.
همه ما گاهی دچار این خود در گیری ها میشیم. امیدوارم در جنگ با هوای نفس همیشه برنده باشید.
فریاد: انشاءالله
جمعه 1392/05/11 12:17 ب.ظ
سلام منم موافقم از رمضان برایم فقط حسرت و پشیمانی می ماند هر سال ...
سدی که جلوی ما در رسیدن به خدای ماست خود ما هستیم.

البته به مادرم همیشه می گویم اینکه در نماز کاهلم و اول وقت نمی خوانم مقصر او است...
او هم می گوید مقصر پدرش بوده که آنها را وقتی خیلی کوچک بودند با زور بیدار میکرده و او خاطره بدی برایش مانده بود برای همین برای ما سختگیری نکرده ....

وای بر نسل بعدی...
فریاد: منم برای دخترم که به سن تکلیف رسیده سختگیری نمیکنم
دلم میخواد خودش به یقین برسه و از دل نماز بخونه نه از سر اجبار
جمعه 1392/05/11 09:09 ق.ظ
صبح آدینه شمابخیر
طاعات قبول
آقا دقیقن منم عین شمام یعنی گفتی دیگه!!
بعدشم آدمیزاده همینه ...چراالکی لغزبخونیم که مومنیم مومنیم...درحدوسعمون ایمان داریم وخداهم درحدوسعمون ازمون انتظارداره
خودتوزیاداذیت نکن
انشالله عبادات قلیلمون هم مقبول درگاه خدامی افته
فریاد: صبح شما هم بخیر
مطمئن نیستم عبادت قلیلم در برابر نافرمانی های کثیرم کاری از پیش ببره
جمعه 1392/05/11 09:06 ق.ظ
سلام واسه چی توکانت دونی من سرگیجه گرفتی؟
فریاد: سلام
از ارتفاع زیاد
جمعه 1392/05/11 02:19 ق.ظ
سلام با اجازه لینكتون كردم
فریاد: سلام
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر