تبلیغات
مردی از اهالی سکوت - جنگ نابرابر
 
مردی از اهالی سکوت
برای گفتن حقیقت چقدر شجاعت لازم داریم که مجبوریم دروغ بگوییم؟
                                                        
درباره وبلاگ

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها.
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
ـ آی!
با شما هستم،
این درها را باز کنید.
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی،
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم،
که صدایم به شما هم برسد.
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در،
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره ی درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اینجا اهالی سکوت
من فریاد
متاهل
پدر دو تا دختر فرشته
ویک توراهی
شروع92/3/20
پایان93/3/20
مدیر وبلاگ : فریاد:
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 1392/05/13 :: نویسنده : فریاد:

جنگ همیشه بین کشورها  یا طایفه ها  یا افراد نیست

بعضی وقتا جنگ بین افراد یک خانواده است مرد زن و فرزندان

جنگ همیشه درگیری فیزیکی یا لفظی نیست

بعضی وقتا جنگ جنگ سلیقه است  جنگ عقاید و افکارجنگ نگاه

البته من و خانمی سر خیلی مسائل با هم همفکریم مثلا فیلم های ضد خانواده ای که اونوریا نشون میدن رو هردومون قبول نداریم ونگاه نمیکنیم

ولی سر فیلم مادرانه اینطور نیست

خانمی و دخترا شیفته دیدن این فیلمندو از نظر من بی  نهایت بی سرو تهه

از همون قسمت اول احساس کردم این فیلم پشیزی ارزش دیدن رو نداره

وهروقت شروع میشه سرم رو با یه کار دیگه گرم میکنم  هیچ وقت نخواستم از اقتدارمردونه ام استفاده کنم مثلا بگم برید تو اون اتاق فیلم وببینین  که من نمیخوام ببینم . اگر هم بگم حرفی نیست .ولی هیچ وقت هم نخواستم خودخواه باشم.خودم هم دوس ندارم برم اون اتاق تنها بشینم به دیوار نگاه کنم ولی دیشب دیدم هرکاری هم بکنم نمیتونم  این فیلم وتحمل کنم حتی دیالوگاشم بشنوم . واسه همین خودم رفتم تو اتاق تی وی روشن کردم دیدم دلم به تی وی نمیره یعنی اینجا تلوزیونش به جایی وصل نیست و فقط شبکه های ایران رو میگیره واسه همین دیشب احساس کردم تو یه جنگ بزرگ احساسی شکست خوردم.

جنگی که فکر کنم هر دو طرف درگیرخودم هستم.

یعنی الان که از خودم شکست خوردم من اسیر خودمم؟

ای وای بر اسیری                       کزیاد رفته باشد    

در دام مانده باشد                        صیاد رفته باشد

دلم میخواد سازندگان این فیلم و بزارن تو موزه بعد بگن این سازنده فلان فیلم مزخرفه. که البته مطمئنم پایان رمضان این اتفاق خواهد افتاد شما شاهد باشین.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1396/05/14 08:43 ق.ظ
Every weekend i used to visit this site, because i wish for enjoyment,
as this this site conations actually pleasant funny information too.
چهارشنبه 1396/01/23 09:23 ب.ظ
Hi, I do believe this is an excellent web site.

I stumbledupon it ;) I will come back once again since I saved as a favorite it.
Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to guide other people.
پنجشنبه 1392/08/9 05:04 ب.ظ
بچه که بود تیله ای از جیب خدا برداشته بود و با آن بازی می کرد و خوشبخت بود.
بزرگ که شد تیله کوچکش را گم کرد...
حالا با تیله زمین بازی می کند،
اما دیگر خوشبخت نیست.


1jomle.com



یکشنبه 1392/05/13 10:41 ب.ظ
سلام من هم دوس نمیدانم فکر میکنم دارن آدم رو می پیچونن آخر ماه هم میخندن
فریاد: سلام
ممنون
بله
یکشنبه 1392/05/13 08:15 ب.ظ
فریاد: ممنون
یکشنبه 1392/05/13 05:58 ب.ظ
من یه پیشنهاد خوب دارم. این یکساعتی که سریال مادرانه پخش میشه تشریف بیارین "یک فنجان چای" و خستگیتون رو در کنید این رو که مزاح کردم.
اما این مدت میتونه زمانی باشه که به خودتون اختصاص میدین و با نت کار کنید یا مطالعه داشته باشین. بابت سریال هم نگران نباشین چون از من و شما که کاری بر نمیاد فقط صبر لازمه تا سریال تموم بشه. و امیدوار باشیم همچون چیزی تکرار نشه.
فریاد: ممنون از پیشنهادتون
منم همینکار ومیکنم اتفاقا برای هردو پست جدیدتان کامنت گذاشتم ولی انگار پریده
برای رمز هم کامنت دادم؟
یکشنبه 1392/05/13 05:48 ب.ظ
فکر می کنم کاملا طبیعی باشه که خانوم ها و آقایان سلیقه شون در فیلم دیدن متفاوت باشه. خانواده ما تا وقتی من ایران بودم که اهل فیلم ها و سریال های تلویزیون نبودن
فریاد: منم دیدم خیلی از خانواده ها سریالهای ایرانی رو نگاه نمیکنن ولی بیننده سریالهای شبکه های اونوری هستن عجیب.
ولی خوشبختانه من و خانومی سر ندیدن اون سریالها تفاهم داریم.
یکشنبه 1392/05/13 05:48 ب.ظ
نه کامنت حتما ثبت نشده وگرنه کامنت های شما همه
ادیبانه و قابل قاب گرفتنه!چه برسد به تایید من حقیر !
فریاد: نظر لطف شماست
از شما چه پنهون دیدم نظرم نیست یه جوری شدم
چندتا وبلاگ دیگه هم نظر دادم ثبت نشده
یکشنبه 1392/05/13 03:34 ب.ظ
سلام

این احساس شما را من و خانم هر خونه ایی هر روز داره با تک تک سلولها و استخوان های بدنش حس می کنه... وقتی همسرم پشت فرمان ماشین می شینه... وقتی کنترل tv دستشه وقتی برنامه ریزی تعطیلی آخر هفته را انجام می ده...
وقتی جواب تلفن های دعوت ها را می دهد وقتی ...
اما اگر یکبار اوضاع دست من باشد من آن لحظه
باز احساس رضایت ندارم و عذاب وجدان دارم.

کسی که می فهمد خیلی زجر می کشد...


****
در مورد سریال تلاش عجولانه ایی است که خانواده ها را آگاه به مشکلات جامعه و ناهنجاریهایش بکند ...

جوانان بی هدف ...بی انگیزه ...
و نا امید....

فریاد: سلام
ممنون از نظرتون
منم هیچ وقت دیکتاتورمابانه عمل نکردم
همیشه حق انتخاب دادم به خانمی ودخترا تا خودشون تصمیم بگیرند .
در مورد تی وی هم بار ها شده که از فیلم مورد علاقه ام گذشته ام تا اونا فیلمشون و ببینن
جمله تون هم قشنگه

راستی من برای دوتا پست اخیرتون کامنت گذاشتم نرسییده یا تایید نکردین؟
یکشنبه 1392/05/13 12:30 ب.ظ
فیلم خوبیه که. از بازی بعضی از هنر پیشه هاش خوشم نمی یاد ولی دوس دارم موضوعش رو.
فریاد: بله شاید من از بس فیلم خارجی دیدم برا من اینجوریه
با وجودیکه هنرپیشه های خوبی هم نداره ولی فک کنم نویسنده وکارگردانش هم ضعیف عمل کردن
یکشنبه 1392/05/13 10:09 ق.ظ
در مورد سریال مادرانه كاملا باهاتون موافقم. صدا و سیما اروم اروم داره میزنه جاده خاكی
فریاد: ممنون از همراهیتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر