تبلیغات
مردی از اهالی سکوت - بازگشت
 
مردی از اهالی سکوت
برای گفتن حقیقت چقدر شجاعت لازم داریم که مجبوریم دروغ بگوییم؟
                                                        
درباره وبلاگ

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها.
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
ـ آی!
با شما هستم،
این درها را باز کنید.
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی،
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم،
که صدایم به شما هم برسد.
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در،
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره ی درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اینجا اهالی سکوت
من فریاد
متاهل
پدر دو تا دختر فرشته
ویک توراهی
شروع92/3/20
پایان93/3/20
مدیر وبلاگ : فریاد:
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 1392/05/27 :: نویسنده : فریاد:

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته ای که به پابوس آمده

انگار بین رفتن و ماندن مردد است

اینجا مدینه نیست، نه، اینجا مدینه نیست

پس عطر و بوی کیست که مثل محمد (ص) است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

اینجا برای عشق شروعی مجدد است

هر جا دلی شکست به اینجا بیاورید

اینجا بهشت، شهر خدا، شهر مشهد است

سلام

قبل شروع ماه رمضون عجیب دلم هوس مشهدالرضا(ع) کرده بود. به دلمم افتاده بود که قبل از شروع ماه مبارک حتما آقا منو میطلبه . اما ماه مبارک شروع شد و منم طلب نشدم ولی ناامید هم نشدم. همینکه میشنیدم دوستی یارفیقی یا فامیلی رفته مشهد باز هوایی میشدم و از آقا گلایه مند ، نمیدونستم که قراره  توفیقی بالاتر نصیبم بشه  تا الله اکبر نماز عید فطر هم باورم نمیشد که نماز عیدم وتو حرمش اقامه کنم. (چون موقع نماز انقد شلوغ و ترافیک تو ترافیک میشه پلیس ملیسا خیابونا رو چپ و راست میبندن که فکر میکنی آقا نمیخواد رات بده تو حرم .)

بالاخره شرایط جوری مهیا شد که تونستم امورات کاری رو به رفقا بسپرم و راهی بشم واز این بابت خیلی خدا رو شکر میکنم که این توفیق نصیبم شد. انشالله که آقا شمارو هم بطلبه. یه شب هم تو راه چادر زدیم . البته 100 کلیوتری مشهد آخه دخترا خیلی دوس دارن چادر زدن رو اگه حد اقل یه شب تو چادر نخوابیم دیگه مسافرت بهشون نمیچسبه ماهم مجبوریم طوری حرکت کنیم که شب بتونیم چادر بزنیم و تو چادر بست بخوابیم. ولی برگشتنا دیگه یک کله میاییم.

چهارشب اول از طرف اداره یه واحد یک خواب خیابان امام رضا ساکن بودیم و فقط حرم حرم حرم خیلی حال میداد جای همتون خالی شب جمعه هم دعای کمیل و نماز عید فطر هم مهمون آقا بودیم .برای همه دوستان وآشنایان و خصوصا دوستان مجازی کلی دعا کردیم به اسم که  انشالله که خدا به آبروی امام رضا (ع) همه حاجاتشون رو برآورده کنه.

بعد از اون هم رفتیم یکی از شهر های اطراف که خودمون خونه داشتیم ومستقر شدیم یه چندجای تفریحی هم رفتیم. خلاصه کلی حال وهوا عوض کردیم و با کلی انرژی اومدیم سر کار.

از همه عزیزانی که به وبلاگ خودشون اومدن ونزاشتن وبلاگ فریاد تو خاموشی فرو بره یه دنیا ممنونم. منم بپاس تشکر براتون سوغاتی آوردم.

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بارتن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

چندتا عکس دیگه هم تو ادامه مطلبه

مجتمع خدماتی رفاهی آستان قدس بین راه

اینم چادر زدن واتراق بین راه

فلکه زیبای آب ونمای زیبای گنبد

اولین حضور

آخرین حضور ولحظه ی وداع





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1396/05/14 09:01 ق.ظ
We are a group of volunteers and starting a brand new scheme in our community.
Your site offered us with valuable information to work on. You've
done an impressive job and our whole group will probably be thankful to you.
دوشنبه 1392/05/28 11:20 ب.ظ
سلام عزیز
زیارت قبول باشه انشاالله .تصاویرزیبایی بودمارم هوایی کردی .
تصانیفی که خواستید مستمردنبالشم اماهنوزموفق به پیداکردنش نشدم .اگه خاطرتون مونده باشه ازکدام آلبوم آقای رستمیان هستش؟
فریاد: سلام
قبول حق
ممنونم از لطفتون
یادم نیست نمیخواستم به زحمت بندازمتون گفتم شاید داشته باشین یه مدت تنها کاستی که گوش میدادم بود خیلی جاها هم سراغ گرفتم پیدا نشده بازم ممنونم از شما دوست عزیز
دوشنبه 1392/05/28 09:20 ب.ظ
سلام
رسیدن بخیر و زیارت قبول...
وای ممنونم بابت عکس... کلی دلم تنگ شد...
خیلی وقته نرفتم:(
فریاد: سلام
قبول حق
انشالله آقا شما رو هم بطلبه
دوشنبه 1392/05/28 09:57 ق.ظ
قبول باشه زیارتتون
من سه شنبه عصری اونجا بودم تا جمعه شب
نماز عید فطر هم توفیق داشتیم در جوار حضرت باشیم
خدا رو شکر
فریاد: زیارت شما هم قبول
دوشنبه 1392/05/28 12:22 ق.ظ
سلام. رسیدن بخیر. زیارت قبول.
چه عکس های زیبایی. ایشالا دست پر (با حاجتهای برآورده شده)اومده باشید.
فریاد: سلام
ممنون
یکشنبه 1392/05/27 10:42 ب.ظ
سلام -رسیدن بخیر-حال سرکارچطوره ؟زیارت قبول
عکساتم قشنگه
فریاد: سلام
خدارو شاکرم
قبول حق
ممنون
یکشنبه 1392/05/27 09:47 ب.ظ
سلام.ممنون دعا کردین.
آخییییییی..خوش بسعادتتون.
مارو که نمی طلبه.شکایتی هم ندارم.تقصیر خودمه.
این عکس چادر خودتونه؟؟البته نخواستین جواب ندینا...
خوش بپرین
فریاد: سلام
انشالله میطلبه
نصف شبی پهن کردیم شلوغ بود صبح که بلند شدیم دیدیم فقط ما تنها موندیم
تا پرواز
یکشنبه 1392/05/27 08:03 ب.ظ
به به جناب فریاد
زیارت قبول
سوغاتی چی اوردی
من که فقط زعفرون میخام
فریاد: قبول حق
چندتا عکس بعلاوه سلامتی
یکشنبه 1392/05/27 05:57 ب.ظ
سلام
شما برگشتید ؟.زیارت قبول .انشاالله خانه خدا مشرف شوید...
سفر آدم را متحول می کنه ...
چند بار آمدم چیزی برایتان بنویسم نظرات باز نشد فکر کردم خودتان دیگه نمی خواهید کسی نظر بگذارد یا می خواهید وبلاگ را تعطیل کنید.
خدا راشکرکه سلامتید ...منهم سفری از اردبیل برمی گشتیم
یک تصادف دیدم توی دره یک سمند سفید صفر افتاده بود البته به یک درخت گیر کرده بود تا ته دره نرفته بود...
دور شدن از خانه که آن را جای امنی می دانیم
گاهی خیلی سخته...
زنده باشید.

فریاد: سلام
قبول حق ممنون از دعاتون
از حضورتون هم ممنونم
تصادف خیلی بده منم یه تصادف هم تو محور مشهد قوچان شده بود خیلی بد شاگرد راننده کامیون گیر کرده بود داشتن درش می آوردن خدا برا هیشکی نیاره.
یکشنبه 1392/05/27 04:38 ب.ظ
ما هم که سفر می ریم علاقمندان به چادر میرن توی حیاط هتل چادر می زنن و می خوابن
فریاد: چادر عشق دختراست اونم تو راه اگه شده ده کیلومتری باشه باید چادر بزنیم دیگه.
یکشنبه 1392/05/27 04:38 ب.ظ
مدتی فیلتر بودید
بازگشتتونو تبریك میگم.
راستی جناب قرار بود مطلبی روبرام خصوصی بزارید یلتون رفت
فریاد: نمیدونستم
مشهد رفته بودم تازه برگشتم
با اینکه فکر کردن بهش دمقم میکنه ولی سر فرصت میگم براتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر