تبلیغات
مردی از اهالی سکوت - شعر
 
مردی از اهالی سکوت
برای گفتن حقیقت چقدر شجاعت لازم داریم که مجبوریم دروغ بگوییم؟
                                                        
درباره وبلاگ

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها.
من دچار خفقانم،خفقان!
من به تنگ آمده ام،از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
ـ آی!
با شما هستم،
این درها را باز کنید.
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی،
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم،
که صدایم به شما هم برسد.
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد،
مشت می کوبد بر در،
پنجه می ساید بر پنجره ها،
محتاجم.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره ی درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اینجا اهالی سکوت
من فریاد
متاهل
پدر دو تا دختر فرشته
ویک توراهی
شروع92/3/20
پایان93/3/20
مدیر وبلاگ : فریاد:
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 1392/06/27 :: نویسنده : فریاد:

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی 
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم
وین نداند که من از بهرغم عشق تو زادم
نغمه بلبل شیراز نرفته ست ز یادم
دوستان منع کنندم که چرا دل به تو دادم؟

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
 ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمربی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت
عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت

همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی

درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی

گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیه ی رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
 که دل اهل نظر برد که سریست خدایی

هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم 
چه بگویم غمم از دل برود چون تو بیایی

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن
دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی

سعدی این گفت و شد از گفته ی خود باز پشیمان
که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان
به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
 پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید به خلوت ننشیند
پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
 تو بزرگی و در آیینه ی کوچک ننمایی

نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد
نازم آن پای که از گوی وفای تو نخیزد
شهریار آن نه که با لشگر عشق تو ستیزد
سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
تا بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی

این غزل زیبای سعدی با تضمین زیبای استاد شهریار رو چون خیلی دوس دارم تقدیم میکنم به همه ی کسانی که مثل خودم عاشق شعرند






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 1392/07/5 06:10 ب.ظ
فریاد: ممنون
پنجشنبه 1392/07/4 09:49 ق.ظ
روحش شاد و یاد.ممنونم
فریاد: حضورتان را سپاس
دوشنبه 1392/07/1 05:39 ب.ظ
زیباو دلنشین...
فریاد: حضورتان را سپاس
دوشنبه 1392/07/1 05:13 ب.ظ
سلام خوبی؟وقت خوش
فریاد: ممنونم
حضورتان را سپاس
یکشنبه 1392/06/31 06:40 ق.ظ
این شعر چون دیگر اشعار شهریار زیبا و قابل تامل هست.ممنوم
فریاد: حضورتان را سپاس
شنبه 1392/06/30 10:57 ب.ظ
بهم عکس برگردون می دی؟
اسرابروزه
شنبه 1392/06/30 11:26 ق.ظ
شعر زیباییه
فریاد: بله
جمعه 1392/06/29 05:27 ب.ظ
سلام .بسیارزیبا واحسنت به این حسن سلیقه
بردوام باشی عزیزم
فریاد: سلام
ممنون
جمعه 1392/06/29 02:09 ب.ظ
سلام
تا خوندمش فهمیدم مال استاد شهریاره.
من شعراشونو زیاد دوست دارم.کلا این سبک شعرو دوست دارم.
مرسی از حسن انتخاب شما
خوش بپری
فریاد: سلام
ممنون
پنجشنبه 1392/06/28 09:47 ق.ظ
سلام.وبتون خیلی زیباست.شعر زیبایی انتخاب کردید.موفق باشید.
فریاد: سلام
ممنون
پنجشنبه 1392/06/28 09:10 ق.ظ
ممنونم عالی بود.دیروز بزرگداشت استاد شهریار بود.منم آپ کردم درمورد ایشون.
فریاد: خواندمت زیبا بود
پنجشنبه 1392/06/28 09:09 ق.ظ
انشالله اولم.
فریاد: انشالله همیشه اول باشی
انشالله منم یه روز تو وبت اول بشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر